یک زبان جدید، یک نگاه نو

  من همیشه ریدینگ ها و مکالمه های کتابهای زبان رو با اشتیاق تمام می خونم و از اولین روزی که شروع کردم به زبان خوندن تا الان که سالها می گذره هرگز این اشتیاق ذره ایی کم نشده شاید یکی از دلایلش این باشه که برعکس خیلی از افراد دیگه هرگز یادگیری لغت و اطلاعت بیشتر دربارهیک زبان جدید، یک نگاه نو[…]

درس ها برام خیلی ابتدایی و چیز جدیدی برام نداشت

به نام خدا من  حدود سه ماهی میشه که در سلام زبان ثبت نام کردم واین متن دومین گزارش کار منه و در واقع  میخوام علت اینکه چرا تو این مدت گزارش کاری ندادمم بنویسم. من حدود دوسالی میشد که کلاس زبان میرفتم و نمره های کلاس و کتبیم هم خوب بود ولی  احساس میکردم اطلاعت بیشتر دربارهدرس ها برام خیلی ابتدایی و چیز جدیدی برام نداشت[…]

معلم زبان بودن اونم توی موسسه معایب زیادی داره!

معلم زبان بودن اونم توی موسسه معایب زیادی داره! اگه نخوایم بگیم همه اش عیبه البته!??? یکی از مهمترین عیبهاش اینه که همه انتظار دارن تو دانای کل باشی? هیچ کس حتی انشتین هم تو رشته اش عقل کل نبوده به خدا? اما نمی دونم چرا همه از معلم زبان انتظار دارن نه فقط زبان اطلاعت بیشتر دربارهمعلم زبان بودن اونم توی موسسه معایب زیادی داره![…]

رنج خواندن

امروز داشتم کتاب “ماری ان” اثر دافنه دوموریه ترجمه “محمود فرخ پی” رو می خوندم. بگذریم از ترجمه واقعا شلخه کتاب و ویراستاری ایی که هرگز به چشم ندید….? چیزی که دیگه خیلی به چشم می زد صفحه ۹۳ خط ۱۶ کتاب بود! کودک بی تابی می کرد و اسم تکرار می شد. دکتری که اطلاعت بیشتر دربارهرنج خواندن[…]

هشدار ميراندا چيست؟

حتما در فيلمهاى هاليوودي مشاهده كرده ايد كه پليس هنگام دستگيرى متهم عبارت زير را بيان ميكند: “You have the right to remain silent. Anything you say can and will be used against you in a court of law. You have the right to an attorney. If you cannot afford an attorney, one will be اطلاعت بیشتر دربارههشدار ميراندا چيست؟[…]

داستان دو قورباغه

The Two Frogs: An Aesop’s Fable Two frogs dwelt in the same pool. The pool being dried up under the summer’s heat, they left it and set out  together for another home. As they went along they chanced to pass a deep well, amply supplied with water, on seeing which, one of the Frogs said اطلاعت بیشتر دربارهداستان دو قورباغه[…]

زن که باشی…

If you be a woman, you have small fears Of long alleys, quiet evenings … empty streets Of the sound of the bicycles and the motorcycles that indiscriminately roam around the streets Of the beep of cars, in the hot summer evenings, braking in front of you… If you be a Woman Finally, in one اطلاعت بیشتر دربارهزن که باشی…[…]

داستان خر در پوست شیر

The Ass in the Lion’s Skin: An Aesop’s Fable An Ass once found a Lion’s skin which the hunters had left out in the sun to dry. He put it on and went towards his native village. All fled at his approach, both men and animals, and he was a proud Ass that day. In his اطلاعت بیشتر دربارهداستان خر در پوست شیر[…]

داستان مرد نابینا و سه رهگذر

Once upon a time a blind man was sitting under a tree, when a king came across him, saluted and said:” Sir, if you don’t mind could you please tell me what is the best way to get to the capital? Then the minister of this king arrived. “Sir, which way does get to the اطلاعت بیشتر دربارهداستان مرد نابینا و سه رهگذر[…]

داستان سه شاهزاده از سرندیپ

The Three Princes of Serendip “In ancient times there existed in the country of Serendippo, in the Far East, a great and powerful king by the name of Giaffer. He had three sons who were very dear to him. And being a good father and very concerned about their education, he decided that he had اطلاعت بیشتر دربارهداستان سه شاهزاده از سرندیپ[…]